میلاد با سعادت امام عشق و آئینه منجی آدینه

حضرت مهدی (عج )

بر همه دوستداران آن بزرگوار گرامی باد

 

نیمه شعبان همیشه برای من یه عید خاصه . یه عیدی که توش از ته ته قلبم احساس شادی می کنم . یه حسی که موقع های دیگه ندارم . غروب چهاردهم شعبان که میشه همیشه یه بغضی توی گلوم گیر می کنه . یه بغضی که با یه شادی خاص توامه . دلم می خواد اینروزو جشن بگیرم . شور و هیجانی که توی آدما با هر شکل و قیافه و با هر مرامی وجود داره منو به فکر فرو می بره . فکر می کنم که ای کاش می تونستیم دلامونو چراغونی کنیم و این حس پاکو همه سال نگه داریم .

راستشو بخواین همیشه اتفاقات مهم زندگیم هم حول و حوش این روز برام افتاده .

مثلا جش عروسیمون 2 شب مونده بود به نیمه شعبان بود و همه شهر چراغونی بود و از اون مهمتر تولد دختر عزیزم  هم همینطور . اصلا قرار بود که پرنیان روز نیمه شعبان به دنیا بیاد ولی سه روز قبل که رفتم دکتر برای معاینه دکترم گفت که باید هر چه سریعتر برم بستری بشم و نهایتا روز 13 شعبان به دنیا اومد و روزی که داشتم از بیمارستان به خونه میومدم مصادف بود با نیمه شعبان . همه خیابونهاتزئین شده بود و مردم شربت و شیرینی پخش می کردن . بابای پرنیان جون هم دم خونمون رو حسابی تزئین کرده بود و سر تا سر خیابون را گلدون چیده بود و شربت وشیرینی روی میز تو کوچه گذاشته بود و موقعی که ما رسیدیم خونه بوی اسپند و ذبح قربانی همه و همه باعث شد یه فضای خاطره انگیز به وجود بیاد .  

همیشه نیمه شعبانها که می شد همسرم دم خونه مامانم اینا مراسم راه می انداخت و شیرینی و میوه پخش می کرد و خلاصه جشن می گرفتیم . سال قبل از به دنیا اومدن پرنیان اواخر جشن بود که زنداییم به همسرم گفت ایشاا.. سال دیگه این موقع بچه به بغل جشن بگیری . شوهرم خندید و گفت زندایی دعای بهتر نداشتی برامون بکنی ؟ ولی من یه جورایی انگار دعای زنداییم به دلم نشست ولی با خودم گفتم ما که قصد نداریم تازه قصدشم داشته باشیم معلوم نیست به این زودی بچه دار بشیم اونم بعد از 5 سال که از ازدواجمون می گذشت . ولی خوب انگار قسمت اینطوری بود که ما واقعا سال دیگه موقع جشن بچه به بغل باشیم . و من نیمه شعبان که میاد از امام زمان می خوام دخترمو سالم و سلامت نگه داره و همیشه یار و یاورش باشه . ازش می خوام همینطور که محبتش توی قلب ما هست کاری کنه محبتش توی قلب دخترم هم قرار بگیره .

فقط می خواستم یه پست تبریک بزارم و عکسهای آتلیه پرنیانو که خود به خود تبدیل به یه پست طولانی شد .

خوب اینهم از عکسا :