شیطون بلای مامانی سلام

هر روز که می گذره تو بامزه تر از قبل می شی و حرفایی می زنی که من و بابا هاج و واج نگات می کنیم که تو این حرفا رو از کجا میاری تعجب

چند وقته گیر دادی که چرا من نمی تونم پرواز کنم ؟ سوالچرا جوجوها می پرن می رن آسمون من نمی رم ؟ سوالبهت می گم مامانی آخه اونا بال دارن تو که بال نداری ، دستات و حرکت می دی و می گی منم بال دارم ببین !!! پس چرا وقتی تکون می دم نمی رم آسمون حالا بیا و درستش کن هر چی مامان می گه تو یه چیز دیگه جواب می دی

از شیطونیهاتم که دیگه نگو نپرس ، بعضی وقتا واقعا" حریفت نمی شم ولی تو اوج عصبانیتم یهو یه چیزی میگی که همشو یادم می ره و میام بغلت می کنم و می چلونمت و تو می فهمی که پیروز شدی و لبخند عاقل اندر سفیهی رو حواله مامانی می کنی

دختر  کوچولوی نازنینم

تو عزیزی و همه خوشی های زندگی از وجود تو برای من و بابا معنا پیدا می کنه ، دوستت داریم و از خدا می خواهیم که همیشه سالم و سرحال باشی قلبماچ