سلام به همه دوستای عزیزم قلب

با یک تاخیر یک ماهه برگشتیم ، راستش من یک ماهی مرخصی تابستانی داشتم و حسابی سرم شلوغ بود اوه ولی واقعا" دلم برای اینجا تنگ شده بود و دوست داشتم فرصتی پیش بیاد و بتونم وبلاگ را به روز کنم و به دوستای خوبم سر بزنم بغلتو این مدت ماجرا زیاد داشتیم ، از نامزدی دایی مجید گرفته تا عروسی فامیلای شوشو در شهرستان و مسافرت به همدان و سنندج و بانه و از همه مهمتر تولد پرنیان عزیزم که 4 شهریور بود و من سعی می کنم در اولین فرصت خاطرات پرنیان رو بنویسم.

پرنیان سر سفره عقد

پرنیان عروس

 

همدان مجتمع تفریحی علیصدر

همدان (علیصدر )

پرنیان در غار

بانه

عرفان و پرنیان ( پاگشای شیما جون و دایی مجید )

پ.ن : لیلای عزیزم و عمومرتضی قلب از اینکه به وبلاگم سر زدید و برام پیغام گذاشتید ممنونم ، دعا کنید زودتر سر مامانم خلوت بشه تا عکسای تولدم رو که شما زحمتش را کشیدید اینجا بذاره , دوستتون دارمماچ پرنیان خوشگله