فینگیلی مامانی

بالاخره گذاشتمت مهد کودکآخخیلی برام سخت بود شاید بیشتر از خودت انگار که یک تکه از وجودمو کندم و از خودم جدا کردم گریه

نمی خوام برات چیزای ناراحت کنند بنویسم فقط در همین حد بدون که مامان عاشقته ولی بعضی موقع ها چاره ای نیست ...

خوب بریم سراغ مهدکودک رفتنت چشمک

اسم مهد کودکت مهرگانه ،اسم خالتم سیمین جون،الان که یک هفتس داری میری خیلی دوستش داری و بهش وابسته شدی قلب

کم کم داره حسودیم می شه یادت باشه که تو عشق مامانی هستی و فقط باید خودم بخولمت عسل من زبان