پرنیان اینروزها بهتر میره مهد کودک و خدا رو شکر روحیه اش بهتر شده

دیروز که از مهد اومده به من می گه مامان امروز تو مهد ازمون پرسیدن اسم مامان و باباتون چیه ؟ گفتم خوب تو بلد بودی ؟ گفت : آره girl_blum2.gifمن گفتم اسم مامانم خاله عاطفه و اسم بابام آقا مهدی  وای من مرده بودم از خنده قهقههچون خواهرزاده هام ما رو اینجوری صدا می کنن پرنیان هم فکر کرده اسم ما همینه

بعدش هم در حالی که دستش رو جلو دهنش گرفته بود و خیلی قشنگ می خندید گفت : مامانی خاله سیمین اسم تو رو نمی دونه و بلد نیست بگه خاله عاطفه بهت می گه مامان پرنیان جون

چند وقت پیش پرنیان بهم می گفت مامانی میکا (نیکا دوست مهد کودکش ) به من می گه دیوونه !! گفتم مامانی دیوونه حرف بده اگه بهت گفت بهش بگو نیکا دیگه حرف بد نزن گفت باشه بهش می گم دخترای خوب نمی گن دیوونه گفتم آفرین flirtysmile4.gif : 43 par 38 pixels.حالا اینو داشته باشین  من عادت دارم همیشه به پرنیان وقتی کارای خوب و بامزه می کنه می گم دوستت دارم عاشقتم دیوونتمI Love You اونروز تا این حرف و بهش زدم فوری گفت مامان حرف بد زدی ؟ گفتم نه عزیزمgirl_pinkglassesf.gif گفت چرا گفتی دیوونتم مامانای خوب حرف بد نمی زنن

بعد که براش توضیح دادم منظورم چی بود دوبار با خودش تکرار کرد دیوونتم حرف خوبه دیوونه حرف بده 

دیروزم می گه مامان ماهک (دوست مهدکودکش ) به من می گه هرت و مرت نگو ( چرت و پرت ) ! هرت و مرت دیگه چیه ؟

شب باباش بستنی خریده اومده رو می کنه به من می گه چون مامان خوبی بودی به همه سلام کردی بابا برات بستنی خرید !

واقعا" تربیت بچه خیلی سخته اونم بچه های این دوره زمونه می ترسی جلوشون دهن باز کنیمتفکر