امسال عید پرنیان جونم همراه با مامانی و بابایی با مامان جون، باباجون ،دایی مجید ،خاله مریم ،عمو سعید ،خاله محیا ،عمو محمد،علی جون و عرفان جون رفتند به شهر شعر و ادب شیراز . البته کوچولوی نازنازی من برای بار دوم بود که به شیراز می اومد حالا در اولین فرصت عکس دفعه قبل هم می ذارم اون موقع پرنیان جونم نی نی بود و چهل و چند روزش بود .

همگی روز 28 اسفند به سمت شیراز حرکت کردیم خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا به گل ناز مامان که چند روز کامل پیش علی جونش بود و حسابی بازی و شیطونی کرد خنده

پرنیان جون سر سفره هفت سین

اون موقع داشت تند تند به همه نقل می داد

شیرین کام باشی گلم

پرنیان با پسر خاله هاش علی جون و عرفان جون

باغ عفیف آباد

جوجوی مامان دنبال یه پیشی کرده بود ،پیشی بی تربیت فرار کرد

دخترم داشت می گفت پیشی رفت

عفیف آباد

الهی من قربون خندیدنت برم عشق نازنینم

جوجو پرنیان با اردکها

شکوفه کوچولوی من لای شکوفه های درخت (باغ عفیف آباد )

آبشار مارگون

کنار فروشگاه تک تاز داشت با دایی مجیدش آب بازی می کرد

خوشتیپ من

بام شیراز - قلعه کریمخانی

آرزو دارم بر بام جهان بایستی

 

مقبره خواجه حافظ شیرازی

پرنیان در حال فاتحه خونودن خیال باطل

پرنیان دختر ایرانی در مهد تمدن ایرانیان

تخت جمشید

رستوران سنتی قشقایی

پرنی جونم حسابی نانای کرد زبان

ساحل بندر گناوه

دخملم اینجا مریض بود از یاداوریش تنم میلرزه

از خدا می خوام همیشه سالم باشی آرام جونم